أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

385

آثار الباقيه ( فارسى )

مثل اين شد كه آفتاب بر او از نو طالع گشت چنان كه على بن جهم كه در جنگ روم زخم برداشت و شب را تا سحر از درد نخفت و چنين گفت : اسال بالصبح سيل * ام زاد فى الليل ليل « 1 » . و نيز در ماه صيام بسيار اتفاق مىافتد كه چون آخر روز ابر شد و هوا تاريك گشت مردم روزه خود را افطار مىكنند سپس ابرها بر طرف مىشود و هوا بازميگردد و آفتابرا از نو روى افق مىبينند كه هنوز غروب نكرده . اصحاب نيرنگ مىگويند : علم سحر و عيافت اين‌طور اقتضا مىكند كه بايد از بستر به پهلوى راست بلند شد و پيش از سخن گفتن قدرى كندر تبخير كنند و پسنديده است كه در موقع پيدايش آفتاب دوازده قدم به سمت مشرق بروند . يحيى بن على كاتب نصرانى كه از مردم انبار بوده مىگويد مشرق آفتاب در موقع انقلاب شتوى مشرق صحيح است و آفتاب از وسط بهشت طالع مىگردد و در اينروز حكما تأسيس مذابح ميكنند ، گويا اعتقاد اين مرد در بهشت اين بوده كه بهشت در نواحى جنوب است و از اختلاف سموت هيچ اطلاع نداشته و نيز مذهب او گفتارش را تكذيب مىكند چه ، نصارى بايد هنگام نماز رويشان بسوى مشرق باشد و براى ايشان اينطور گفته‌اند كه آفتاب در فردوس طلوع مىنمايد و نصارى از تمام مشارق آفتاب جز بمشرق اعتدال توجه نمىكنند و هياكل خويش را بسوى آن مىسازند و آنچه يحيى بن على در اين‌جا گفته از گفتهء ديگر او دربارهء آفتاب عجيبتر نيست زيرا عقيده دانشمند مذكور چنين است كه آفتاب درجاتى را كه در آن ارتفاع و انحطاط مىيابد مطابق ايام سال سيصد و شصت درجه است و اما آن پنج روز ديگر را كه تمام سال است در آن نه آفتاب را ارتفاع است نه انحطاط و اين پنج روز دو روز و نيم از حزيران است و دو روز و نيم از كانون اول ، نظير اين مطلب كه او گفته بقلب ابى العباس آملى خطور كرده و در كتابى كه در دلايل قبله نوشته چنين مىگويد : آفتاب را صد و هفتاد و هفت مطلع و مغرب است و اينطور گمان نموده كه سال خورشيدى سيصد و پنجاه و چهار روز است و هركس كه چيزى

--> ( 1 ) - يعنى آيا صبح را سيل برده و يا آنكه شبى ديگر بر اين شب افزوده شده .